كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي
مقدمهء كتاب 17
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )
مىنويسد : « . . . از طرف مملكت خوارزم ايلچى رسيد و به شاهرخ خبر آورد كه ابو الخير اوغلان و لشكر ازبك ناگهان از جانب دشت به نواحى خوارزم آمد و اميرزاده سلطان ابراهيم ولد شاه ملك را مجال جدال نماند به راه فرار بيرون رفت و رعيّت عاجز گشته شهر تسليم شد و آن بىباكان تمام ولايت خوارزم را زير و رو كردند و باز به راه بيراه از طريق دشت بازگشتند . خواجه ابو الوفا اين بود شرحى مختصر از حوادث خوارزم در زمان مؤلّف و ذكر حاكمان و فرمانروايان آن سرزمين ، و نامهايى كه در متن كتاب با عناوين و القاب و با اشارات آمده است . « 1 » نكتهء ديگرى را كه بايد بدانها افزود شطرى است دربارهء خواجه ابو الوفا كه در تعليقات اشارتى به اجمال به شرح احوال او گرديد و توضيح زياده را به مقدّمهء كتاب موكول ساخت . اين خواجه ابو الوفا كه از كبار اوليا و عرفاى خوارزم بود بر اثر حسن سيرت و نيكى رفتار و صفاى باطن و صدق گفتار به « پير فرشته » لقب يافته و خواجه و مقتدا و مشوّق و پيشواى مؤلّف بود . درجهء ارادت مريد را به مراد از اين اشعار كه در متن كتاب مندرج است « 2 » به خوبى مىتوان دريافت : هرچند جفا نمايد آن يار * ما غير وفا نمىنماييم بينيم جفا و مهر ورزيم * آخر نه مريد بوالوفاييم ؟ و هم در آنجا مطالبى از علوّ مقام او بيان كرده و آورده است كه مولانا به صد سال پيش مژدهء ظهور آن « پاكيزه ذات پسنديده صفات را » داده است . همچنان كه نبىّ اكرم ( صلعم ) از ظهور اويس قرن و ابو الحسن خرقانى از ولادت بايزيد بسطامى سالها پيش خبر دادهاند . نيز در جواهر الاسرار نوبت ديگرى به ذكر او پرداخته و شعر زير را در مدح و اظهار
--> ( 1 ) . ص 444 . ( 2 ) . ص 227 - اين مطلب را در جواهر الاسرار ص 9 نيز با همين عبارت نقل كرده است .